فقط کسانی معنی دلتنگی رو می فهمند که طعم وابستگی رو چشیده باشند…
هر شب بی تو
در بستر تنهایی
دلم به جای تمام تنهایان تنگ می شود
و چشمانم می خواهند بجای همه چشمهای عاشق بگریند.
اما انگار اشکی برایم باقی نمانده است
و تنها بغضی از زهر در گلویم می جوشد.
قلبم در خلوتی ناامید می تپد
ببین چگونه می سوزم!
آه [...]
ميشود با توگذشت
از شب خيس غزل
از چراغاني گل هاي شقايق درباد
مي شود با تو پر از حادثه بود
باتو سرشار شد از عطر خوش يك آواز
باتو لبريز شد از روشني يك پرواز
ميشود با تو به غمها خنديد
و به آغاز گل سرخ رسيد ….
تو را دوست دارم
در اتاقی که به اندازه یک تنهاییست
دل من …
که به اندازه یک عشقست
به بهانه های ساده خوشبختی خود مینگرد
به زوال زیبای گل ها در گلدان
به نهالی که تو در باغچه خانه مان کاشته ای
و به آواز قناری ها …
که به اندازه یک پنجره میخوانند